عزيز دل مامان
سلام عزيز دل مامان امروز صبح وقت ويزيت دكترداشتم رفتم جواب آزمايشاتمو گرفتم ورفتم دكتر خداروشكرهمه چي خوب و نرمال بود.
ماماني عزيز دلم نميدونم چرا كف پاهام بشدت درد داره. خاله جونات ميگن بخاطر نخوردن مرتب قرصهاي ويتامينم هست اما بخدا نميتونم مولي ويتامينو بخورم وقتي ميخورم حالم بد ميشه اما قول ميدم بخاطرت حتما ميخورم تا تو جون داشته باشي.
امروز خاله طهورا گفته كه بيام ووبتو آپ كنم آخه حالش شكرخدا بهتره ودوباره باهم حرف ميزنيم وامروز گفته ميره برات كاموا بخره تا برات لباس ببافه ميبيني چقدر خاله مهربوني داري اينارو اينجا برات مينويسم تابزرگ شدي مهربونياش يادت نرهههههههههههه.
اونروز بابايي رفته بود تهران و برات از رودهن لباس سيسموني 5تكه گرفته بود وقتي اومد كيفشو بازكردم اول فكركردم مال من هست اما بعدش ديدم نه برا دخترش خريده.
بابايي خيلي مهربونه خيلي دوست داره بيا و براش شيريني كن بيا و مارو از تنهايي دربيار من منتظر اومدنت هستم.


عزيز دل مامان
